+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390ساعت 22:25  توسط میلاد.ق  | 

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1390ساعت 14:42  توسط میلاد.ق  | 
اینم یه اس:"
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید/شوهر خوب مگر گیر کسی می آید
(خواهر حافظ)asal-khanomii
+ نوشته شده در  شنبه چهارم تیر 1390ساعت 22:4  توسط میلاد.ق  | 
شما ميتوانيد نظرات خود را در بخش نظرات بنويسيد(يادتون نره)
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 19:0  توسط میلاد.ق  | 
سلام دوستان امید وارم از این مجموعه خوشتون اومده باشه

نظر يادتون نره

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 14:44  توسط میلاد.ق  | 

اس ام اس اورژانسي : همين الان که داري مسيج مي خوني ، خودت رو ماچ کن ، دلتنگت

 

شدم

ميدوني تو مثل چي هستي ؟
.
.
.
مثل يک تصادف وحشتناک
.
.
.
.
که کشته و مُرده زياد داره

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 21:43  توسط میلاد.ق  | 

می خوای بدونی بچگی هات چه شکلی بودی

از ۱ تا ۱۰ یک عدد انتخاب کن برام بفرست

.

.

.

.

.

۱/قشنگ

۲/شکمو

۳/سوسول

۴/جیشو

۵/همیشه دست تو بینی

۶/افاده ای

۷/بازی گوش

۸/تمیز

۹/شیتون

۱۰/ خل !

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 21:37  توسط میلاد.ق  | 

آرامش در زندگی بهترین چیزه
بیا به آرامش فکر کنیم
به زندگی
به عشق
به زیبایی
به بهشت
به جهنم
به درک
به تو چه
به من چه

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم فروردین 1390ساعت 22:13  توسط میلاد.ق  | 

 

طريقه فحش دادن افراد مختلف

يك افسر این طور فحاشي مي‌كند:

زنيكه بي‌انضباط. اي توپ، اي مسلسل، شمشير توي فرق سرت بخورد، يابوي بي ركاب. آجر نظامي
توي سرت بخورد. يغلبي ، چخماق ، الهي توي صف مرده‌ها بري !

يك كارمند اداره مي‌گويد:

خفه شو، پرونده ناقص، دون اشل، الهي اسمت جزو مراسلات فوت شدگان به آن دنيا ارسال شود، الهي
در قبرستان براي هميشه بايگاني شوي، لامذهب، بي دين، مديركل! الهي از اين دنيا اخراج بشي!

يك درشكه‌چي :

تف برويت، كپي اوغلي. حيوون عليشاه، مگر اينجا طويله است؟ لامروت مثل خيابان سنگفرش مي‌ماند!
آقا مي‌گيرم سوتت مي‌كنم كه دو كورس اونطرف‌تر
بيايي پايين، رنگش مثل پهن مي‌ماند!

يك خياط:

اي بي قواره، بد برش، بي آستر. به خدا چاك دهنت را مي‌دوزم. گوشهايت را قيچي
مي‌كنم .
مرده‌شور صورت آبله‌اي سوزن سوزنيت را ببره، در عالم رفاقت صد دفعه ترا پرو كردم اما باز هم ناصاف از
آب درآمدي. خوبه، بسه ديگه، جلوي حرفهايت را درز بگير... باشه، باشه اين بود اجرت. بيست سانتيمتر
دوستي من كه حالا با دو ذرع و سه چارك قد،‌ قلب مرا بشكافي؟

يك بازاري محتكر:

دِهه... چك بي‌محل را تماشا كن. سفته سوخت شده را ببين. دلال مظلمه را بپا ! مرديكه، پنجاه و سه
پارچه آبادي كه دارم توي سرت بخوره، الهي زير ماشين بيوك بري، خير نديده بي‌اعتبار. تف تمام مستاجرينم به ريش پدرت، درد و بلاي سرقفلي‌هام
بخوره توي كاسه سرت. محتكر حماقت و لجاجت! برو حجره‌ات را تخته كن عمو

نوشته شده توسط ا

 

8 بهمن 1389 ساعت 20:25 PM

تفاوت دختران در ایران و آمریکا

جنس: دختر
مکان: شمال اورگان، غرب ولایات المتحده
سن: بین بیست تا بیست و پنج
تحصیلات: فوق لیسانس رشته زیست شناسی، لیسانس بیوشیمی، دانشجوی دکترای میکروبیولوژی
موضوع پایان نامه: تاثیر میکرو ارگانیک های هوازی در محافظت گیاهان شاخه کریپتوناموس در برابر گرمایش جهانی
یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده روی سینه، پاها باز … در حال فیلمبرداری از تغییرات سبزینه یک گیاه ۴٫۵ سانتی متری در اراضی حفاظت شده نوادا… به مدت ۷ ساعت.
فعالیت های اجتماعی: عضو انجمن طرفدارن محیط زیست دختر زیر سی سال غرب آمریکا، عضو گروه حامیان طبیعت وحش اورگان، سخنران اجلاس ماهیانه گروه دانشجویان حافظ محیط زیست، عضو انجمن فارغ التحصیلان ارشد زیر سی سال، صاحب سایت اجتماعی “فمینیست های مذکر گرا” ، شعار نویس گردهمایی های بزرگ کالیفرنیا….
آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: سه سال پیش…وقتی که در اتاق انتظار دفتر یک وکیل زن نشسته بود.
نوع لباس: شلوار جین..کفش کوهنوردی..تی شرت سفید با نوشته Peace Now
نوع آرایش: ترم سوم دانشگاه فهمید مانیکور پدیکور چیست!!
قد: مایکل جکسون منهای ۲۰ سانت
تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفتد موتور پایین می آید
تعداد اس ام اس دریافتی: روزی سه تا
موضوع قالب اس ام اس: “رسیدی خونه عزیزم؟
موضوع جالب روی دست: موی بلند در ناحیه ساعد
موسیقی مورد علاقه: کانتری
بیماری یا نارسایی: عطسه زیاد موقع طلوع آفتاب
محتویات داخل کوله: دستمال کاغذی، گوشی موبایل بلک بری، لپ تاپ، دفتر یادداشت، عینک دودی، دو سه تا خودکار، یک هندبوک رفرنس گیاه شناسی.. بلیط مترو


ایران :
جنس: دختر
مکان: شمال غرب تهران، ایران
سن: بین بیست تا بیست و پنج
تحصیلات: فوق دیپلم برق شاخه الکترونیک ، دانشجوی لیسانس کامپیوتر شاخه نرم افزار
موضع پایان نامه: تاثیر زبان برنامه نویسی C پلاس پلاس بر روابط دختر و پسر
یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده به پشت روی تخت، با خودکار اشعار ترانه جدید امینم روی ساعد دست نوشته می شود.
فعالیت های اجتماعی: تجمع در یک ۲۰۶ با همکلاسی ها و کل کل دست فرمان با پسری که تویوتا کمری دارد.
آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: دیشب، ساعت دوازده و نیم…. در خانه دانشجویی دوستان و همین الان
نوع لباس: شلوار پلنگی گشاد، تی شرت مشکی با عکس “۵۰ سنت” ، کتانی به سایز ۵۲
نوع آرایش:
لب : بریتنی
مو: کامرون دیاز
تتو ابرو: آنجلینا جولی
سایه: شقایق فراهانی
سینه: رنه زوئلنگر
قد: یک چهار پایه + ۲۰ سانت
تاثیر وزنی: روی کاپوت ماشین بیفتد…. دوباره بر می گردد بالا !
تعداد اس ام اس دریافتی: روزی ۱۶۷ تا
موضوع قالب اس ام اس: جغرافیا،فمینیسم، حکومت، لباس، جک، جواهر شناسی، عشق، روابط زن و شوهر، شب، ،سلامت جسمی روحی و کلمات قصار آنتونی رابینز
موضوع جالب روی دست: جای تیغ روی مچ
موسیقی مورد علاقه: هیوی متال
بیماری یا نارسایی: سوء تغذیه، میگرن مزمن، افسردگی شدید، زخم معده، پوکی استخوان، ریزش مو، عرق کف دست، پرخاشگری

 

26 دي 1389 ساعت 19:05 PM

میدونی فرق من با برف چیه ؟

.

.

.


برف میاد و به زمین می شینه ، ولی من همین جوری هم به دل میشینم .



آرزو می کنم غمهای دلت ، برن زیر برفهای زمستونی و دلت سفید و همیشه بدون غم بمونه .



دونه های برف از آسمون فقط برای دیدن چشمات پایین میان ، اما پاشونو که به زمین میزارن فدای مهربونیهات میشن ...


آرزو دارم با بارش هر دونه از برف زمستونی یه غم از رو دلت کم بشه نازنینم ...


اگه تونستی پر کلاغ ها رو سفید کنی برف رو سیاه کنی یه بوسه به آتش بزنی یه نفس عمیق زیر آب بکشی اون موقع من می تونم تو رو فراموش کنم!



زمستان بهانه است برف از آسمون خسته می شه ! پاییز بهانه است برگ از درخت خسته می شه! اس ام اس بهانه است دلم برات تنگ می شه !



عشق یعنی :

چون خورشید، تابیدن بر شب های دوست و چون برف ،ذوب شدن بر غم های دوست .



.
الا ای برف!

چه می باری بر این دنیای ناپاکی؟

بر این دنیا که هر جایش

رد پا از خبیثی است

مبار ای برف!

تو روح آسمان همراه خود داری

تو پیوندی میان عشق و پروازی

تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهیها

تو که فصل سپیدی را سرآغازی

مبار ای برف!



لیز خوردن بهونه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی, روز زمستونیت قشنگ!



برف بارید و خدا پاکی خود را به زمین هدیه کرد. زمین مغرور شد که سفید است، پاک است چون دل خدا... و خدا با آفتابی، اشتباه زمین را به وی گوشزد کرد



برف که حالا کم کم آب می شود ، سفید ، همرنگ آرزوهای تو بود ...



امیدوارم روزای زمستونیت مثل دل من که از عشق تو لبریزه گرم باشه . روزای زمستونیت قشنگ.



با توجه به مسدود شدن راه های خروجی قزوین به علت برف و سرما و گیر کردن ۷۰۰۰ مسافر ، امروز در قزوین عید اعلام شد .



به دلیل بارش برف و مصادف شدن با ایام محرم و سپس دهه فجر و در انتها عید نوروز مملکت تا اردیبهشت ماه تعطیل است!



خانوم ها ، آقاین ، جوانان ! وقتی بوسه هست گاز چرا ؟ در مصرف گاز صرفه جویی کنید ( روابط عمومی شرکت گاز ایران )



هواشناسی اعلام کرد از فردا موج جدیدی از تعطیلات وارد کشور خواهد شد .



به دلیل بارش سنگین برف ،سرمای شدید و خارج نشدن مردها از خانه اداره ثبت احوال درباره افزایش شدید جمعیت هشدار داد !



هموطنان ترک برای همدردی با مناطقی که از گاز محرومند نه تنها بخاری های منزل خود را خاموش کردند بلکه کولر ها را هم روشن کردند !!!



امسال زمستون خیلی قشنگه چون با تو آغاز میشه با تو نیستم با کفشمم...

نوشته شده

 

26 دي 1389 ساعت 18:50 PM



دارد برف می آید در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند



رفاقت مثل آدم برفی میمونه ، درست کردنش راحت اما نگه داشتنش سخت !




داره برف میاد به اسمون نگاه کن هروقت برف سیاه بارید بهم خبر بده ، اون موقع من دیگه دوستت نخواهم داشت




وقتی بهت گفتم : دلتنگ تو هستم ، به شانه ام زدی تا دلتنگیم را تکانده باشی ! به چه دلخوش کرده ای ؟ تکاندن برف از شانه آدم برفی ؟




عشق یعنی امید ، یعنی طراوت باران ، یعنی سفیدی برف ، یعنی ساز زندگی و لبریز از خوشی و عشق یعنی راز زیستن !


سوزی که برف داره ، بارون نداره

معرفتی که تو داری ، هیچ کــس نداره !



و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟




در برف ، سپیدی پیداست . آیا تن به آن می دهی ؟ بسیاری با نمای سپید نزدیک می شوند که در ژرفنای خود نیستی بهمراه دارند . ارد بزرگ



لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد مثل خوردن یه فنجون قهوه گرم زیره برفه !!!!!
درسته که هوا رو گرم نمی کنه ولی تورو دل گرم میکنه





عشق یعنی : چون خورشید تابیدن بر شب های دوست و چون برف ذوب شدن بر غم های دوست .




برف آمد و پاییز فراموشت شد . آن گریه ی یک ریز فراموشت شد . انگار نه انگار که با هم بودیم . چه زود همه چیز فراموشت شد



دوستت دارم اما نه به اندازه ي برف ، چون يه روز آب مي شه . دوستت دارم اما نه به اندازه ي گل ، چون يه روز پژمرده مي شه . دوستت دارم به اندازه ي دنيا ، چون هيچ وقت تموم نمي شه !



اگه برف می دونست زمین خاکی چقدر کثیفه ، برای اومدن به اون لباس سفید نمی پوشید


آرزو می کنم غم های دلت بروند زیر برف های زمستانی تا همیشه بدون غم بمان




عشق یعنی آن نخستین حرفها

عشق یعنی در میان برفها

عشق یعنی یاد آن روز نخست

18 آذر 1389 ساعت 18:08 PM

ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یک قطره تو دریا حسین فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت

عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از کار حسین است . دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی که خدای تو عزادار حسین است

آبروی حسین به کهکشان می ارزد ، یک موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا که حسین بیش از آن می ارزد

محرم آمد و ماه عزا شد

مه جانبازی خون خدا شد

جوانمردان عالم را بگویید

دوباره شور عاشوار به پا شد

حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد

ای به دل بسته ، قدری آهسته

کن مدارا با ، زینب خسته

یا حسین مظلوم

کربلا لبریز عطر یاس شد. . . .نوبت جانبازی عباس شد

پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است ؟

آهی کشید و گفت ماه محرم است

فرشته‌ها از امشب صبوی غم می‌نوشن دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌پوشن

با آب طلا نام حسین قاب کنید

با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید مه سربلند و جاوید شوید

تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

دل را اگر از حسين بگيرم چه كنم

بي عشق حسين اگر بميرم چه كنم

فردا كه كسي را به كسي كاري نيست

دامان حسين اگر نگيرم چه كنم

گويند كه در روز قيامت علمدار شفاعت زهراست . . .

علم فاطمه دست قلم عباس است.

کاش بوديم آن زمان کاري کنيم

از تو و طفلان تو ياري کنيم


کاش ما هم کربلايي مي شديم


در رکاب تو فدايي مي شديم


السلام عليک يا ابا عبدالله ...

اردوي محرم به دلم خيمه به پا كرد


دل را حرم و بارگه خون خدا كرد

قيامت بي حسين غوغا ندارد

"شفاعت بي حسين معنا ندارد

"حسيني باش كه در محشر نگويند

"چرا پرونده ات امضاء ندارد

 

16 آذر 1389 ساعت 22:48 PM

جوات: دانشجویی که طبق آخرین مدهای 10 سال قبل لباس می پوشد و باآخرین مدهای
20
سال قبل زندگی می کند و مثل 30 سال قبل فکر می کند.جوات‌ها معمولا آینده مثبتی
در مشاغل دولتی دارند.


افزایش سنوات: حاصل ز گهواره تا گور دانش جوییدن.
سیاسی‌کاری: اصطلاحی برای توصیف فعالیت‌های سیاسی دانشجویی وقتیکه مطابق
سلیقه‌ی «آنها» نیست. آنهایی که همیشه تاکید می‌کنند که دانشجوباید سیاسی باشد و
در امور کشورش دخالت داشته باشد.
پاچه‌خواری: یکی از راه‌های گرفتن نمره از اساتید به طور شرافتمندانه. البته شرافتمندانه
در قیاس با سایر راه‌ها!
انتظامات: شحنه‌ی دانشگاه و مسئول برقراری نظم حتی به قیمت بی‌نظمی. ستاد
کارآفرینی برای اقوام و خویشان فاقد تحصیلات دانشگاهی وبعضا دبیرستانی مسئولان
دانشگاه.
کفش پاشنه بلند (تق تقی): ابزار تولید آژیر ورود و یا نزدیک شدن دختر دانشجویی که
دانشگاه را با مجلس عروسی اشتباه گرفته است.


سنگ‌پای قزوین: مهمترین عامل برای اخذ دکترای افتخاری از آکسفود بدون داشتن
لیسانس.


کاردانی پیوسته: پیوند دانشگاه با دبیرستان به کف با کفایت دانشجویانی که در حد دوره
راهنمایی معلومات دارند و رفتارشان مثل دبیرستانی‌هاست.


خر زدن: تنها نوع حیوان‌آزاری که انسان‌ها روی خودشان هم انجام می‌دهند. خر زدن در
شب‌های امتحان به پیک خود می‌رسد.

بحر تعمق: حالتی که به دانشجویان پس در حال مطالعه‌ی دقیق روزنامه روشنفکری خبر
ورزشی دست می‌دهد.


روح: عضوی از استاد که در جلسه‌ی امتحان و پس از دیدن برگه‌ی سوالاتی که ربط چندانی
به درس‌ها ندارد، از آن به وفور یاد می شود.ادامه‌ی عملیات بر روی برگه دنبال می‌شود.
صلاحیت داشتن: با مسئول یکی از نهادهای مستقر در دانشگاه سلام و علیک داشتن.
پول: عامل بدبختی‌های بزرگی مثل ازدواج و تحصیل در دانشگاه آزاد.
هیز: دانشجو یا مامور انتظامات یا کارمند یا حتی استاد عزیزی که وظیفه‌ی زبانش را به
چشمش محول کرده است!
اسکن استخوان: طرز نگاه کردن افراد فوق‌الذکر که معمولا از پاشنه‌ی کفش همکلاسی‌ها
شروع شده و به نوک مقنعه‌ی آنها منتهی می‌شود.

افتادن: سقوط از بالا به پایین که به خاطر عوامل مختلفی چون جاذبه‌ی زمین، درس
نخواندن، جزوه نداشتن، شکست در عشق و امثال آنها اتفاقمی‌افتد.

تئوریسین: آدمی با تحصیلات نیم‌بند دانشگاهی وتوانایی فوق‌العاده در آسمان به ریسمان
بافتن‌های فلسفی و سیاسی که وظیفه‌ی آماده‌سازی دانشجویان برای «روز مبادا» را
دارد. وجود تعدادی دانشجوی خودی و بچه مثبت که با دهان باز به حرف‌های استاد گوش
بدهند و به خصوص دختران دانشجویی که از تمام صحبت‌های او نت‌برداری کنند - به ویژه
درهنگام زوم کردن دوربین- لازم و ضروری است.


ازدواج دانشجویی: اشتباه صنفی.


کتابخانه: جایی برای حرف زدن، رد و بدل کردن جزوات و فایل‌های بلوتوثی، اس ام اس
فرستادن و بعضا رونویس تکالیف و تمرین‌ها.
منشی گروه: همه کاره ی گروه. دست کم خودش که اینطور فکر می‌کند.

حذف ترم: خودکشی آبرومندانه از ترس مرگی مفتضحانه.

16 آذر 1389 ساعت 22:46 PM

دانشجوی سال سومی: دانشجویی که مطمئن شده است با تحصیلات دانشگاهی نخواهد
توانست آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.

دانشجوی سال چهارمی: دانشجویی که دیگر نه فکر می‌کند، نه به چیزی اطمینان دارد و
نه آینده‌ی برای خود متصور است.
مشروط: دانشجوییکه به خاطر علاقه‌ی زیادش به درس خواندن، مورد حسادت قرار گرفته و
از اینرو دانشگاه او را ملزم کرده است که در ترم بعدی بیش از حد معینی واحدانتخاب نکند
تا به بقیه هم برسد! کلمه مشروط از «مشروطه» می‌آید که عده‌ای معتقدند باعث رونق
گرفتن دانشگاه در ایران شد. عده‌ی دیگری هم معتقدند که رونق گرفتن کار مشروط‌ها
باعث اضمحلال مشروطه شد.


تقلب: دانش دوپینگی
سهمیه: دوپینگ قانونی.


گوسپند: نوعی جانور که جز نوشتن جزوه، حفظ جزوه و پاس کردن درس از روی جزوه هیچ
کاردیگری در دانشگاه نمی‌کند. چنین موجوداتی در دانشگاه‌های مشهور بیشتر
دیده می‌شوند و فرق آنها با سایر گوسپندان در این است که نه کله‌ی این گوسپندان قابل
استفاده است و نه پاچه‌ی خوشمزه‌ای دارند.


جزوه: دستنوشته‌هایی که گمان می‌شود عصاره‌ی یک کتاب است. اما در واقع تفاله‌ی
بخشی از آن است. دستگاه تفاله‌گیری «استاد» نامیده می‌شود.


استاد حل تمرین:دانشجوی ترم بالاتری که در ازای گرفتن شندرغاز پول و شنیدن لفظ
«استاد»چنان از خودبیخود می‌شود که تن به خورد گچ تخته و مسخره شدن توسط سی
چهلتا دختر و پسر می‌دهد.


خرخوان: نوعی خر که توانایی مطالعه‌ی مداوم به مدت 72 ساعت رادارد. نطفه‌ی این
موجودات در دوره‌ی دبیرستان بسته می‌شود و در کلاس‌های کنکور به بلوغ می‌رسند. این
موجودات اغلب در کافه تریاهای دانشکده‌هااستحاله می‌شوند.


تریا: محلی برای فرار از غذای سلف که در این حالت مصداق بارز ازچاله به چاه افتادن
است. اما صرفنظر از ارزش غذایی آن، از لحاظ فرهنگی اهمیت زیادی دارد. به خصوص
برای پژوهندگان زبان کوچه و بازار و کاشفان جدیدترین فحش‌ها و اصطلاحات جنسی.


گرد: جسمی که طول و عرض و ارتفاع آن از مرکزش به یک فاصله است.چنین دخترهایی
معمولا در حدود 165 سانتیمتر قد و به میزان سه چهارم پی آر3 حجم دارند که ناشی از
سال‌ها در خانه نشستن و دست به سیاه و سفید نزدن وتست زدن است. سه عاقبت
دردناک در انتظار آنهاست: ازدواج، انفجار و ورود به دانشگاه که گزینه‌ی آخری و متعاقب آن
استفاده از غذای سلف، دردآورترین آنهاست.

سلف (غذاخوری): فعال‌ترین آزمایشگاه و واحد تولیدی هر دانشگاه که توانایی تبدیل
موجودات گوناگون به غذا را دارد. یکی از رایج‌ترین توانایی‌ها که شرط لازم اولیه برای سلف
نامیده شدن یک مکان محسوب می‌شود،توانایی بازیافت چمن‌های محوطه به شکل
قرمه‌سبزی است.

گوریل: گونه‌ای از دانشجویان پسر با موهای ژولیده و لباس‌های بدفرم که از بوی سیر
دهان و عرق لباس‌هایشان نمی توان کمتر از سه متر به آنها نزدیک شد. این جانوران
معمولا پس از فارغ‌التحصیلی به‌جای اعزام به قلب جنگل‌های آمازون در پشت میزهای
مدیریت و ریاست جای می‌گیرند.


شاسکول: دانشجویی (عمدتا دختر) که بعد از 20 بار جزوه دادن به یکی از دانشجویان
جنس مخالف هنوز فکر می‌کند خط خوبش باعث محبوبیت‌اش است.

پلشت:دانشجویی که حاضر است کیسه فریزر دور بشقابش بکشد و با قاشق یک بار
مصرف غذا بخورد تا مجبور نباشد روزی یکبار ظرفهایش را بشوید. تقریبا اکثرپسرهای
ساکن در خوابگاه های دانشکده های علوم و مهندسی.


بتونه‌کاری: فریضه‌ی واجبی که بیشتر دختران دانشجو صبح‌ها قبل ازحرکت به سمت
دانشگاه بر روی صورت خود انجام می‌دهند تا دیدارشان قابل تحملشود. معمولا هم
نمی‌شود.
جلبک: نوعی دانشجو با آی‌کیوی حیرت‌برانگیز و توانایی جزوه نوشتن حتی از روی
سرفه‌های استاد. تراکم زیستی این جانداران در دانشکده‌های علوم انسانی بیشتر است.


دکتر: لفظی که تا پیش از دوران وزارت کشور دکتر کردان یک پیشوندلذت‌بخش بود و پس از
آن فحشی زشت محسوب می‌شود. با این حال، به دلایل روانی ناشناخته‌ای تمام
دانشجویان رشته‌های پزشکی و دامپزشکی همچنان علاقه‌ی وافری دارند که از ترم اول
تحصیل دیگران آنها را با لفظ خطاب کنند.


کافور: ماده‌ی اصلی تشکیل دهنده‌ی غذاهای سلف پسران که گویا ازقدیم با عارضه‌ی
«زنگ‌زدگی» در ارتباط بوده است چرا که شاعر فرموده: برعکس نهند نام زنگی کافور!


بورسیه: همزمانی کار و تحصیل که ماحصل آن تلفیق درس‌نخوانی و اززیرکاردررویی است.


پروژه: کار عملی که دانشجوها با هم انجام می‌دهند.


تحقیق: تالیف یا ترجمه‌ی بخشی از کتابی که استاد در نظر دارد بعدا به نام خودش چاپ
کند در ازای گرفتن مقدار ناچیزی نمرده.


پروپوزال: نوشته‌ی بی ربط کوتاهی که در آن درباره‌ی نوشته‌ی بی‌ربط بلندی که بعدا
نوشته یا کپی پیست خواهد شد، توضیح داده می‌شود.

پایان‌نامه: تایپ یا کپی-پیست کردن مقداری متن پراکنده در کتابهاو پایان‌نامه‌های قدیمی‌تر
در یک فایل و پرینت گرفتن از آنها و صحافی کردن مجموعه. خوشبختانه با پیشرفت علم و
تکنولوژی، تمام این فرآیندها با صرف هزینه‌ی معقولی به طور کاملا خودکار و بدون دخالت
دست و ذهن انجام می‌گیرد.

 

 

16 آذر 1389 ساعت 22:38 PM

ارتباط دانشگاه وسینما:

اعتراض دانشجو: بایکوت

شماره دانشجویی: مدرک جرم

اعتراض برای کیفیت غذا: می خواهم زنده بمانم

روز پرداخت وام دانشجویی: روز فرشته

دانشجوی اخراجی: مردی که به زانو درآمد

مشروطی: مردی که موش شد

آینده تحصیل کرده: دست فروش

کلاس های ساعت 2-12 : خواب و بیدار

رئیس دانشگاه : مرد نامریی

تصویب شهریه برای دانشجو : تاراج

استاد راهنما: گمشده

به دنبال سرویس : دونده

آشپز های سلف سرویس: هفت سامورایی

ازدواج دانشجویی : عروسی خوبان

دانشجویی که تغییر رشته داده: بازنده

بوفه دانشگاه : غارتگران

سرویس دانشگاه : اتوبوسی به سوی مرگ

امید به بهبود اوضاع : توهم

گردهمایی اساتید: دسیسه

کتابخانه دانشگاه : خانه عنکبوتان

پاس کردن یک درس: یک بار برای همیشه

علت نیافتن بعضی از دانشجویان: رابطه ی پنهان

رئیس دانشکده: سناتور

التماس برای نمره: اشک تمساح

امور دانشجویان : سایه شوگان

سوار شدن به اتوبوس : یورش

ترم آخر : بوی خوش زندگی

پایان نامه : زندگی دیگر هیچ

سال های پیش از دانشگاه: آن روز های خوش

دانشجوی تازه وارد(اندک!!!!! ترم) : هالوی خوش شانس

ثبت نام ترم جدید: ده فرمان

دانشجویان ساکن خوابگاه : جنگجویان کوهستان

خوابگاه شهرک: اینجا آخر دنیاست

دانشجوی پزشکی : به خاطر یک مشت دلار(چرک کف دست)

دانشجوی ادبیات : نان و شعر

وام تحصیلی : جهزیه رباب!!

خوابگاه دانشگاه : خانه کوچک

خانواده دانشجویان: بینوایان

دانشگاه آزاد : جیب بر ها به بهشت نمی روند

دانشجوی فوق لیسانس : قهرمان قهرمانان

انتخاب درس افتاده : زخم کهنه

اساتید دانشگاه : این گروه خشن

شب امتحان : امشب اشکی میریزم

مراقبین امتحان : سایه عقاب

شاگرد اول کلاس : مردی که زیاد می دانست

تقلب : عملیات سری

تدریس در دانشگاه : تجارت

روز دریافت کارنامه : روز واقعه

تعطیلات بین دو ترم : روز های خوب زندگی

دانشجوی فارغ التحصیل : دیوانه از قفس پرید

مسئول خوابگاه : کاراگاه گجت

انصراف دادن : فرار به سوی خوشبختی

ادامه تحصیل تا دکترا : دیدار در استامبول

وعده رئیس دانشگاه : بلوف

تسویه حساب : خط پایان

شیرینی گرفتن از فارغ التحصیل : ضربه آخر

عمر دانشجو : بر باد رفته

نوشته شده توسط

 

24 مهر 1389 ساعت 19:31 PM

There are 3 steps to happiness: 1. you, 2. me, 3. our hearts, 4. eternity!

سه گام برای رسیدن به شادی وجود داره : 1- تو 2- من 3- قلبامون……….و بعد ابدیت!

 

اس ام اس

24 مهر 1389 ساعت 19:26 PM

L is for lust
O is for over
v is for very loveable
e is for ever
the 4 signs of love

 

 

 

11 مهر 1389 ساعت 20:31 PM

نارنجک : نان خامه‌ای

اِشکاف : کمد

کُخ : سوسک، حشره‌ی نسبتا بزرگ، کِرم مثال : کُخ نریز : کِرم نریز، اذیت نکن

یاد داشتن : بلد بودن

سَرکُن : مدادتراش

نارنجک : نان خامه‌ای

اِشکاف : کمد

کُخ : سوسک، حشره‌ی نسبتا بزرگ، کِرم مثال : کُخ نریز : کِرم نریز، اذیت نکن

یاد داشتن : بلد بودن

سَرکُن : مدادتراش

میلان : کوچه

مغز ِ مدادفشاری : نوکِ مدادفشاری

سیخ ِ ماهی : تیغ ِ ماهی

پَلَخمون : یک وسیله‌ی وای شکل از چوب که یک کِش یا لاستیک به انتهایش وصل است و با آن می‌توان سنگ پرتاب کرد. ( برای زدنِ گنجشک!)

چُمبه : اصطلاح کوچه بازاری برای فرد چاق

چُغُک : گنجشک ( البته این کلمه دیگر چندان به‌کار نمی‌رود)

چلغوز : یک نوع آجیل شبیهِ بادام (فکر کنم بیشتر جاها به پشگل ِ مرغ می‌گویند چلغوز!)

کم‌زور یا پرزور کردنِ گاز : کم و زیاد کردن شعله‌ی گاز

و ِی کردن (برنج) : درشت شدن بعد از پختن (برنج)

کلپاسه : مارمولک

دِلَنگون : آویزان

جیر دادن : جِر زدن

پاچال : جایی که مغازه‌دار پشت آن با مشتری سروکار دارد، دخل ( این کلمه فکر کنم در خیلی

از شهرهای دیگر هم استفاده می‌شود)

توشله : تیله

اَلِفش : نوچ

شمال : باد ( قدیمی )

چُخت : سقف ( خیلی قدیمی )

کاغذباد : بادبادک، کایت

سرپایی : دمپایی

سر ِ نوشابه : در ِ نوشابه

یَره، یره‌گِه : یارو، فلانی (عامیانه)

ناسوس : تلمبه‌یِ دوچرخه

کُلاج : کسی که چشمش چپ است

موساکوتقی : قُمری

آق‌میرزا: شوهرخواهر

زلفی ِ در: شب‌بند ِ در

وَرچُپّـِه: برعکس

مکُش مرگِ ما: اعیانی، شیک

ناخن‌جـِلـِّه: مشگون

قوجمه: انگور دانه شده

پیشینگ: ریختن ناخواسته مایعات روی لباس

حولی: حیاط

قِلِه، قِلِه‌گی: روستا، روستایی ( عامیانه‌‌یِ قلعه)

چـِغـَل: زبر، ضخیم

کـَغ: کال، نرسیده

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389ساعت 0:23  توسط میلاد.ق  | 


اگر این بلاگ شماست و اطلاعات آن قابل نمایش نیست، لطفا بعد از ورود به بخش مدیریت به قسمت ویرایش قالب رفته و طبق راهنما عمل نمایید.
برای بسته شدن این پیام روی آن کلیک کنید.

 

اس ام اس

 

ساعت

وزارت نيرو اعلام كرد از امروز برق نميره فقط بعضي وقت ها مياد

خروسه ميره دم مرغ فروشي به مرغها ميگه مي مردين توي لونه اينجوري مي گشتين

 

 

 

ساعت

بر اساس تحقيقات علمي يك زيست ‌شناس قزويني، «باسن» در زمانهاي قديم يك تكه بوده ولي به علت شيريني زياد قاچ خورده و دو تكه شده.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389ساعت 0:17  توسط میلاد.ق  |